دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

ن‍وشته های بلاگ

اختلالات خلقی و افسردگی

اختلالات خلقی و افسردگی

اختلالات خلقی

از مهمترین اختلالات خلقی می توان به اختلال افسردگی و اختلال دوقطبی اشاره کرد. خلق درحقیقت، حال و هوای احساسی و هیجانی پایدار است که بر رفتار، نگرش و درک فرد از دنیای پیرامون اثرگذار است. برخی از ویژگی های خلقی مثل چهره ناشاد توسط درمانگر قابل مشاهده است و برخی دیگر مثل داشتن احساس ناامیدی در زندگی توسط خود فرد قابل توصیف است. خلق می تواند بی ثبات و در نوسان بین قطب های مخالف باشد. از دیگر نشانه و علائم اختلالات خلقی می توان به تغییراتی در سطح انرژی و فعالیت، توانایی های شناختی، تکلم و کارکردهای نباتی از قبیل خواب و فعالیت جنسی اشاره کرد. این تغییرات تقریبا همیشه موجب مختل شدن کارکردهای بین فردی، اجتماعی و شغلی بیمار می شود.

اگر بیمار فقط به دوره های افسردگی اساسی مبتلا شود اصطلاحا اختلال افسردگی نامیده می شود. برای بیمارانی که به هر دو نوع دوره افسردگی و مانیا (شیدایی) دچار می شوند و یا فقط دوره های مانیا را تجربه می کنند تشخیص اختلال دوقطبی مطرح می گردد. سه طبقه دیگر اختلالات خلقی عبارتند از هیپومانیا (نیمه شیدایی)، خلق ادواری (سیکلوتایمی) و افسرده خویی (دیس تایمی).

  • اختلال افسردگی

این اختلال که با تغییراتی در الگوی خواب و اشتها همراه است با اشکالاتی در تفکر، تمرکز و تصمیم گیری دیده می شود، فرد احساس می کند انرژی و انگیزه قبلی را ندارد. فعالیتش کم شده و دچار بی لذتی (anhedonia) شده و احساس بی ارزشی و احساس گناه و گاها افکار خودکشی وجود دارد. دوره افسردگی اساسی باید حداقل دو هفته ادامه داشته باشد و چهار مورد از علائم ذکر شده را همراه داشته باشد.

دلایل متعددی برای بروز افسردگی وجود دارد. از عوامل ژنتیکی تا عوامل اکتسابی و رخدادهای زندگی گرفته تا زمانی که فرد از فاصله آرمان های بسیار کمالگرانه خود و ناتوانی اش در رسیدن به این اهداف آگاه می شود. می توان گفت حالت افسردگی شبیه به کودک ناتوانی و درمانده ای است که قربانی والد شکنجه گر شده است. بسیاری از افراد افسرده نه برای دل خود و نه برای دیگران زندگی می کنند. افسردگی زمانی رخ می دهد که بیمار درمی یابد که فرد یا آرمانی که او برایش زندگی می کرده هرگز چنان نبوده است که انتظارات او را برآورده کند. برآورده کردن نیازهای هیجانی کودک توسط والدین می تواند احساس اعتماد به نفس و انسجام در کودک ایجاد کند و وقتی این نیازها نادیده گرفته می شود اعتماد به نفس از بین رفته و به صورت افسردگی تظاهر می یابد. گاهی آسیب دیدن دلبستگی های اولیه و جدایی توام با آسیب در دوران کودکی، زمینه ساز ایجاد افسردگی را فراهم می کند و فقدان های دوران بزرگسالی موجب تجدید خاطره فقدان آسیب زای کودکی شده و بروز دوره های افسردگی در بزرگسالان را فراهم می آورد.

قبل از تشخیص افسردگی باید به اختلالات فیزیولوژیک مثل برسی تیرویید جهت کم کاری آن توجه داشت.

  • اختلال مانیا (شیدایی)

دوره مانیا دوره مشخصی از خلق است که بیمار حداقل یک هفته خلق گشاده و بسیار بالا و غیر طبیعی داشته و تحریک پذیر باشد بطوریکه عملکرد شغلی یا اجتماعی بیمار را به مخاطره بیاندازد. دوره هیپومانیا که حداقل چهار روز به طول می انجامد علائمی شبیه مانیا دارد منتها آنقدر شدید نیست که عملکرد شغلی یا اجتماعی بیمار را تحت تاثیر قرار دهد. بیمار مبتلا به مانیا و هیپومانیا اعتماد به نفس بالایی دارد و انرژی بسیار بالا همراه با حواسپرتی و انجام مفرط رفتارهای خوشایند همراه با کاهش نیاز به خواب دیده می شود. اکثر نظریه ها، دوره های شیدایی را نوعی دفاع در برابر افسردگی می دانند.

در تشخیص اختلال دوقطبی باید به مصرف داروهای ضد افسردگی و اثر آن در بروز مانیا توجه داشت.

  • اختلال دوقطبی

زمانی که حداقل یک دوره مانیا و دوره هایی از افسردگی وحود دارد تشخیص اختلال دوقطبی نوع یک داده می شود. دوره مختلط دوره ای به طول حداقل یک هفته است که در آن هر دو دوره مانیا و افسردگی اساسی تقریبا هر روز در آن وجود دارد. گونه ای از اختلال دوقطبی که با دوره های افسردگی اساسی و هیپومانیا مشخص می شود اختلال دوقطبی نوع دو نام دارد.

  • افسرده خویی و خلق ادواری

مشخصه این دو اختلال به ترتیب وجود علائمی کم شدت تر از علائم دو اختلال افسردگی اساسی و دوقطبی نوع یک است. مشخصه اختلال افسرده خویی (دیس تایمی) وجود حداقل دو سال خلق افسرده است که قابل تطبیق با اختلال افسردگی اساسی نباشد.

مشخصه اختلال سیکلوتایمی نیز وجود حداقل دو سال علائم مکرر هیپومانیا و علائم افسردگی است که به ترتیب با تشخیص دوره مانیا و دوره افسردگی اساسی تطبیق نکند.

یک دیدگاه بنویسید
Don`t copy text!