دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

ن‍وشته های بلاگ

اختلال شخصیت خودشیفته

اختلال شخصیت خودشیفته

اختلال شخصیت خودشیفته

مشخصه افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته این است که همیشه احساس خود بزرگ بینی دارند و خود را فردی مهم و بی نظیر می پندارند. اما در پشت این احساسات، عزت نفسی شکننده وجود دارد که آن ها را نسبت به انتقادهای جزئی آسیب پذیر کرده است. خطر وقوع این اختلال در فرزندان مبتلا ممکن است بیشتر از دیگران باشد چون آن ها این احساس غیر واقع بینانه همه توانی و قدرت مطلق بودن، خودبزرگ بینی، زیبا بودن و باهوش بودن را در ذهن فرزندان خود نیز می کارند.

بنابراین احساس خودبزرگ بینی و منحصر به فردی که دارند انتظار دارند که دیگران با آن ها به طرز خاصی رفتار کنند. احساس استحقاق و برتری آن ها چشمگیر است و تاب تحمل انتقاد را ندارند و عصبانی می شوند و یا ممکن است بی اعتنایی کامل از خود نشان دهند. آن ها فقط خود را قبول دارند و اغلب در طمع کسب شهرت و ثروت بادآورده اند. روابط آن ها شکننده است و چون مطابق با قواعد مرسوم رفتار نمی کنند ممکن است دیگران را از خود بیازارند. رفتار استثمارگرانه در روابط بین فردی آن ها امری رایج است. این افراد نمی توانند همدلی از خود نشان دهند و تنها برای دستیابی به اهداف خودخواهانه خود تظاهر به همدلی و همدردی می کنند. از آنجاییکه اعتماد به نفس کمی دارند مستعد اختلالات افسردگی هستند. مشکلات بین فردی، مشکلات شغلی، طرد و از دست دادن محبت دیگران از جمله فشارهای روانی شایعی است که خودشیفته ها با رفتارشان برای خود ایجاد می کنند و پیامدی را ایجاد می کنند که قادر نیستند از پس آن برآیند. بنابراین این بیماران پیوسته باید متحمل ضربه هایی شوند که درنتیجه رفتار خودشان یا وقایع زندگی بر خودشیفتگی شان می شود. آن ها نمی توانند پیری را تاب آورند چون زیبایی، قدرت و مزایای جوانی برایشان مهم است. به همین دلیل در بحران میانسالی آسیب پذیر تر از دیگران هستند.

  • فرد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته چه مشکلاتی را در روابط بین فردی خود تجربه می کند؟

این افراد در رابطه هیچگاه حس صمیمیت، یکدلی و شریک واقعی بودن را نمی دهند و در صورتی وارد رابطه می شوند که حس کنند این امر موجب پیشبرد اهدافشان است و یا حرمت نفسشان با حضور در آن رابطه خاص بالا می رود. به این معنا که هر بار سعی می کند خوب به نظر برسد و یا با شنیدن تعریف و تمجید به آن درجه از اعتبار و احترامی که خواستارش می باشد برسد. اگر فرد ثروتمند، موفق و یا جذابی هستید امکان دارد او در ابتدا شیفته این ویژگی های شما شده و به عنوان همسر خود را صاحب واقعی تمام توجه و رسیدگی شما بداند و اگر به این خواسته ها نرسد به راحتی آسیب می بیند، خشمگین شده و شما را تنها می گذارد. تصورش این است که برای رسیدگی و برآوردن خواسته هایش باید زمان بندی خود را تغییر دهید و برنامه اولوییت های زندگی خود را مطابق با اولویت ها و علایق او تنظیم کنید. او در دوران نوجوانی خود مانده و به هیچ وجه قادر به درک این موضوع نیست که نیازها و خواسته هایش در زندگی دیگران چندان اهمیت و اولویت ندارد و دقیقا مانند کودکی که به خواسته اش نمی رسد شروع به قهر و اوقات تلخی می کند و یا اخم کرده و گوشه گیر می شود.

مطرح کردن نیازها، علایق، تجربه ها و احساسات شما به دو واکنش از سوی او می شود؛ یا به راحتی آن ها را نادیده می گیرد و به سرعت توجه شما را دوباره به سوی خود جلب می کند و یا بی طاقت شده با طعنه و تحقیر کردن شما رفتار می کند. شخصیت نارسیستیک و خودشیفته همواره حس می کند به عنوان شریک عاطفی، عملکردی عالی و بی نظیر دارد و اگر شما بخواهید این احساس و خیال واهی را دست کم یا نادیده بگیرید با بهت و خشم و حمله انتقادی او مواجه خواهید شد. منتظر باشید هرگاه بهتر و موفق تر از او ظاهر شدید با ناراحتی و کج خلقی او روبرو شوید.

  • اگر رابطه با فرد خودشیفته و نارسیستیک تا این حد ناخوشایند است پس چرا جذب افراد خودشیفته می شوید؟

شخصیت های خودشیفنه در ابتدا بسیار جذاب و خوش مشرب ظاهر می شوند و اگر باهوش و زرنگ باشند در برخورد اول تاثیر زیادی در مخاطب خود می گذارند و در ظاهر موفق، با اعتماد به نفس بالا، خود اتکا و با تجربه به نظر می رسند و داستان های جذاب و طولانی از دستاوردها و موفقیت هایشان بیان می کنند. در واقع با ملاقات یک شخصیت نارسیستیک به ندرت می توان جذب او نشد و تحت تاثیر قرار نگرفت. آنچه که بعدها به آن پی می برید بزرگنمایی، خیالپردازی و دروغ هایی است که برای جذاب به نظر رسیدن مطرح کرده است. اگر شما در تجربیات خود پی برده اید که اصولا جذب چنین افرادی می شوید از خود بپرسید که در نیازهای درونی تان چه چیزی باعث می شود که از همان ابتدای آشنایی گرفتار رابطه با چنین اشخاصی می شوید؟ چه چیزی در او دیدی که تا این حد شیفته شدید؟ آیا این فضا برای شما آشناست و متوجه درد هیجانی آن نیستید؟ آیا از کودکی با چنین والدینی خو گرفته اید و یاد گرفته اید به نفع شخص دیگری خود را قانع و خشنود نشان دهید، برای نیازهایتان ارزشی قائل نشوید و تمام هم و غم خود را صرف پابرجا نگه داشتن فرد دیگری کنید؟

بسیاری از افراد جذب افرادی می شوند که می دانند کنترل امور را به دست گرفته، مسئول و متصدی همه چیز شده و در یک رابطه عاطفی جایگاهی محکمی برایشان فراهم شده است. شخصیت نارسیستیک دقیقا همان فردی است که کنترل امور را به دست می گیرد نه به خاطر امنیت بخشیدن به شما بلکه او به دنبال توجه به احساسات و دغدغه های خود می باشد. این افراد هیچ ظرفیتی برای همدلی و درک احساسات دیگران ندارند و هرجا این نیاز خود را برآورده نشده ببینند از رابطه خارج می شوند.

یک دیدگاه بنویسید
Don`t copy text!