دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

ن‍وشته های بلاگ

اختلال شخصیت دوری گزین

اختلال شخصیت دوری گزین

اختلال شخصیت دوری گزین

در بیماران دچار اختلال شخصیت دوری گزین، حساسیت مفرط به طرد دیده می شود که ممکن است باعث گوشه گیری و انزوای آن ها از جامعه می گردد. هرچند این افراد خجالتی هستند ولی غیررمعاشرتی نیستند و حتی تمایل فراوان به داشتن رابطه با دیگران دارند ولی دلشان می خواهد که دیگران تضمین های بسیار محکم و غیرمعمولی به آن ها بدهند مبنی بر اینکه بدون هیچ گونه خرده گیری و انتقادی آن ها را می پذیرند. اغلب آن ها را مبتلا به عقده حقارت می خوانند. در ICD-10 از اصطلاح اختلال شخصیت مضطرب استفاده شده است.

بارزترین نکته در مصاحبه بالینی با بیماران، اضطرابی است که از صحبت کردن با درمانگر دارند. جالب است که کودکانی که مزاج خجالتی دارند ممکن ایت بیشتر از دیگران استعداد این اختلال را داشته باشند. حساسیت مفرط به طرد شدن از سوی دیگران، خصیصه بالینی اختلال شخصیت اجتنابی است و صفت عمده آن ها کمرویی است. افراد مبتلا به این اختلال از گرمی و امنیتی که در روابط انسانی وجود دارد خوششان می آید منتها پرهیز و گریز خود را از ایجاد رابطه با دیگران با ترسی که ادعا می کنند از طرد شدن دارند توجیه می کنند. وقتی با کسی صحبت می کنند عدم قطعیت و فقدان اطمینان به خود در آن ها دیده می شود و با تواضع و شکسته نفسی حرف می زنند. از سخنرانی در جمع یا تقاضا کردن از دیگران می ترسند چون به طرد شدن بسیار حساس هستند. بنابراین اظهار نظرهای دیگران را طوری تفسیر می کنند که گویی مورد تحقیر یا توهین قرار گرفته اند. وقتی از کسی تقاضایی دارند و جواب رد می شنوند از دیگران کناره می جویند و احساس رنجش و آزردگی به آن ها دست می دهد. در محیط کار اغلب به دنباب مشاغل حاشیه ای هستند. آن ها پیشرفت چندانی در کار خود نمی کنند و به دنبال اقتدار بیشتر هم نمی روند بلکه آدم های کمرویی به نظر می رسند که دلشان می خواهد همه از دستشان راضی باشند. عموما تمایلی به ایجاد رابطه با دیگران ندارند مگر آنکه تضمین مطمئنی به آن ها داده شده باشد که بی هیچ خرده گیری و انتقادی پذیرفته می شوند. درنتیجه اغلب هیچ دوست صمیمی یا قابل اعتمادی ندارند. برخلاف شخصیت های اسکیزویید که خودشان دوست دارند تنها باشند، این افراد تمایل به داشتن تعامل های اجتماعی دارند ولی با مشکلاتی رو به رو هستند.

بسیار از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت دوری گزین قادر به انجان کارهای خود هستند به شرط آنکه در محیطی حمایت شده قرار داده شوند. برخی ار آن ها ازدواج می کنند، بچه دار می شوند و زندگی محدودی را سر می کنند که تنها ارتباطش با اعضای خانواده است. اما همین که نظام حمایتی شان از کار بیفتد افسردگی، اضطراب و خشم به سراغشان می آید. اجتناب ناشی از هراس در آن ها شایع است و سابقه جمعیت هراسی ممکن است در آن ها وجود داشته باشد یا در سیر بیماریشان به آن هم دچار شوند.

  • فرد مبتلا به اختلال شخصیت دوری گزین چه مشکلاتی را در روابط بین فردی خود تجربه می کند؟

از آنجایی که زندگی اجتماعی افراد اجتناب و دوری گزین خالی از هرگونه ریسک پذیری است بنابراین زندگی خالی از هیجان و تنوعی دارد. تلاش برای برقراری رابطه با فرد دوری گزین بسیار خسته کننده است. دائما در حال امتحان وفاداری شریک عاطفی خود می باشد. او به اطمینان خاطر و تایید دائمی نیاز دارد، به دنبال عشق بدون قید و شرط است ولی خودش در این زمینه همراهی نمی کند و اطمینان خاطر به شما نمی دهد. شخصیت دوری گزین گوشه گیر و انزواطلب است و اگر تلاش های فرد مقابل نبود هرگز رابطه را شروع نمی کرد. تمایل چندانی به صحبت از مسائل شخصی و محرمانه اش ندارد و باور دارد دیگران علاقه ای به دانستن عقاید و گفته هایش نیستند از این رو همیشه از ابراز وجود خود واهمه دارد. بنابراین در هر موقعیتی انتظار این را می کشد که توسط دیگران سرخورده و آزرده شود پس اندوه و پریشانی زیادی در درون خود حس می کند. روان رنجور عنوانی است که فروید به این شخصیت داده است. زندگی ای که ریشه اش ترس و نگرانی فراگیر باشد بسیار طاقت فرسا بوده و گاهی اوقات شخصیت وحشت زده را تا حد افسردگی می کشاند. وقتی مجبور به حضور در موقعیت اجتماعی است با اضطراب فراوان رفتار می کند و فکر می کند دیگران درحال بررسی او هستند. به همین جهت قبل و بعد از حضور در این موقعیت ها احساس ناخوشایند شدیدی تجربه می کنند. این نگرانی و اضطراب همیشگی، افسردگی خفیف و خستگی هیجانی مزمنی به دنبال دارد. درنتیجه این مشکلات روانی منجر به طرد شدن واقعی او در روابطش می شود.

  • اگر رابطه با فرد دوری گزین تا این حد ناخوشایند است پس چرا جذب افراد دوری گزین می شوید؟

از آنجا که در ابتدای آشنایی گوشه گیر و منزوی هستند درآینده امکان ندارد احساسات خود را بروز داده و یا پرده از اسرار بردارند. بنابراین در نگاه اول متین و جذاب به نظر می رسند و شما تصمیم می گیرید تا او را کشف کنید و تلاش می کنید تا توجه و اعتماد او را جلب کنید. با دیدن کوچکترین تغییر مثبت علاقه مند می شوید تا به او نزدیک شوید.

اگر شما در تجربیات خود پی برده اید که اصولا جذب چنین افرادی می شوید از خود بپرسید که در نیازهای درونی تان چه چیزی باعث می شود که مدام در تلاش برای جلب اعتماد کسی باشید که حاضر نیست از خود حرفی بزند؟ آیا چنین روالی برای شما جذابیتی دارد؟ آیا متوجه شده اید که به سمت اشخاص گوشه گیر و انزواطلب و بی علاقه تمایل پیدا می کنید؟ آیا همیشه شما هستید که در ابتدای رابطه تلاش می کنید؟ اگر صرفا به این خاطر جذب شخص دوری گزین می شوید که او را از طرد شدن در امان نگه دارید باید بدانید که این رابطه به هیچ وجه پیروزی و موفقیتی برای شما به همراه نخواهد داشت. و اینکه چرا سعی دارید نقش والد را در رابطه ایفا کنید؟ آیا این فضا برای شما آشناست و متوجه درد هیجانی آن نیستید؟

باید بدانید که شخصیت دوری گزین بنابر دلایلی می تواند به راحتی وابسته شما شود. از آنجا که آن ها زنجیره حمایتی بسیار محدودی در اطراف خود دارند همین کافی است تا به افراد کمی که با آن ها در ارتباط هستند بیشتر وابسته شوند. دلیل دیگر اینکه چون مهارت های اجتماعی آن ها اکثرا به رشد و تکامل کافی نرسیده است برای داشتن یک راهنما و پشتیبان به شدت به افراد معتمد نزدیک که تعداد آن ها خیلی کم است تکیه می کنند. از طرفی شخصیت دوری گزین با گذشت زمان به حمایت و مراقبت شما خو گرفته و با آن احساس راحتی می کند همانگونه که با افراد خانواده خود خو گرفته اند. به همین علت هیچ تلاشی برای بهبود رفتارهای خود انجام نمی دهد و در این رابطه خودخواه تر از قبل می شود. آن ها به داشتن دوستان بسیار کم راضی هستند و تا زمانی که این روابط دوستی را اطمینان بخش بدانند نیازی به خطر کردن برای داشتن روابط جدید نمی یابند.

یک دیدگاه بنویسید
Don`t copy text!