دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

ن‍وشته های بلاگ

اختلال شخصیت ضد اجتماعی

اختلال شخصیت ضد اجتماعی

اختلال شخصیت ضد اجتماعی

اختلال شخصیت ضد اجتماعی عبارتست از ناتوانی از تن دادن به هنجارهای اجتماعی به طوری که جنبه های متعددی از رفتار فرد در نوجوانی و بزرگسالی تحت تاثیر این ناتوانی قرار گرفته باشد. مشخصه این اختلال، اعمال مداوم ضد اجتماعی یا خلاف قانون است اما این اختلال مترادف با بزهکاری نیست. این اختلال در مردان به مراتب شایع تر از زنان است. این اختلال قبل از پانزده سالگی شروع می شود. این اختلال الگویی خانوادگی دارد. این افراد در حین مصاجبه با درمانگر ممکن است خوددار، آرام و قابل اعتماد به نظر برسند. اما در پس این نقاب فرزانگی، تنش، خصومت، تحریک پذیری و خشم پنهان شده است. گاهی در این بیماران صدمه ظریف مغزی در کودکی وجود داشته که باعث تغییر رفتار شده است.

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی اغلب ظاهری طبیعی و حتی گرم و دوست داشتنی دارند اما در سابقه آن ها مختل بودن حوزه های بسیاری از کارکردهای زندگی شان دیده می شود. دروغگویی، فرار از مدرسه، فرار از خانه، دزدی، دعوا، سوء مصرف مواد و اعمال غیر قانونی، تجاربی است که این گونه بیماران از ابتدای کودکی خود داشته اند. این بیماران هیچ گونه اضطراب و افسردگی از خود نشان نمی دهند هرچند تهدید به خودکشی و اشتغال ذهنی مربوط به مسائل جسمی در آن ها شایع است. آن ها این رفتارهای متخاصم را بی توجهی ساده قلمداد می کنند. در محتوای ذهنی آن ها هیچگونه هذیان یا علامت دیگری از تفکر غیرمنطقی دیده نمی شود. حتی در بیشتر مواقع از حس واقعیت سنجی بالایی برخوردارند و اغلب دیگران را تحت تاثیر هوش کلامی خود قرار می دهند.افراد کلاهبردار نمونه های خوبی از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت اجتماعی هستند. آن ها فریبکارند و با چرب زبانی دیگران را به مشارکت وا می دارند. هیچ وقت راست نمی گویند و هرگز نمی توان به آن ها اعتماد کرد که وظیفه ای را به درستی انجام دهند و یا به ملاک های اخلاقی پایبند باشند. لاابالی گری جنسی، همسرآزاری، کودک آزاری و رانندگی در حین مستی، اتفاق شایع در زندگی این بیماران است. آن ها هیچ وقت از کارهای خود پشیمان نمی شوند و طوری رفتار می کنند که انگار وجدان ندارند. برخی از گزارشات حاکی از آن است که با پا به سن گذاشتن بیمار از علائمش کاسته می شود.

  • فرد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی چه مشکلاتی را در روابط بین فردی خود تجربه می کند؟

ویژگی اصلی شخصیت ضد اجتماعی، عادت او به بی توجهی و پایمال کردن حقوق دیگران است که هرگز تغییر نمی کند. بنابراین فرد مبتلا به این اختلال شخصیت در جایگاه همیر می تواند بسیار خطرناک باشد. چون توانایی پذیرش هنجارها و قوانین را ندارد. او نمی تواند به تعهدان مالی پایبند باشد و برای ارضاء نیازهای شخصی خود از دیگران سوء استفاده می کند. این فرد هیچ برنامه ای برای آینده ندارد و از روی میل و هوس آنی رفتار می کند. از آنجاییکه بسیار هیجان طلب می باشد نسبت به امنیت خود و دیگران بی توجه است. روابطش با دیگران کوتاه و سطحی است و باور دارد که ضربه زدن و به بازی گرفتن دیگران امری موجه است. او به هیچ وجه رنج و و ناراحتی که را که شما از رفتارهای او احساس می کنید ندارد و احساس شمارا درک نمی کند. او اصلا ظرفیتی برای همدلی و درک متقابل شما ندارد. همچنین استعداد عجیبی دارد که وضعیت را به نفع خودش تغییر داده و شما را قانع کند که مقصر مشکلات بوجود آمده هستید.

  • اگر رابطه با شخصیت ضد اجتماعی تا این حد ناخوشایند است پس چرا جذب افراد ضد اجتماعی می شوید؟

شاید جذابیت ظاهری، شوخ طبعی، زیرکی و برخورئ گرم و سخاوتمندانه اوست که برای شما جذاب است. این افراد در ابتدا فریبنده، مهربان، با ملاحظه و علاقه مند ظاهر می شوند. او نسبت به وضعیت ظاهرش حساسیت بالایی نشان می دهد و توانایی خوبی در پرزنت کردن خود در حضور دیگران دارد. باهوش، بذله گو و چرب زبان است و تاثیر فوق العاده ای در اولین برخوردش به جای می گذارد. آن ها به قدری در روابط خود ماهرانه عمل می کنند که چهره خطرناک خود را در پشت این نقاب آراسته پنهان می کنند.

اگر شما در تجربیات خود پی برده اید که اصولا جذب چنین افرادی می شوید از خود بپرسید که در نیازهای درونی تان چه چیزی باعث می شود که مدام در تلاش برای جلب اعتماد کسی باشید که غیرقابل پیش بینی بوده و با هیجان بسیار زیاد برای خودش وشما دردسرآفرین است؟ چرا خود را درگیر رابطه هایی می کنید که سرانجامی جز بازیچه و قربانی شدن ندارد و مورد سودجویی قرار گرفتن ندارد؟ و اینکه چرا سعی دارید نقش والد را در رابطه ایفا کنید و درنهایت با امر و نهی بی فایده خودتان را خسته می کنید؟ آیا این فضا برای شما آشناست و متوجه درد هیجانی آن نیستید؟ آیا از کودکی در چنین خانواده متزلل و بی ثبات هیجانی که مملو از خشونت و جدال بین اعضاء خانواده بوده با آن خو گرفته اید؟

یا شاید آنقدر وابسته هستید که برایتان مهم نیست با کسی رابطه داشته باشید که فکری جز سوء استفاده در سر ندارد؟ به مرور پی می برید که رابطه با فردی که حس همدلی و درک متقابل ندارد، هرگز رابطه صمیمی شکل نخواهد گرفت و با ابراز خشونت به مرور باعث کاهش عزت نفس شما خواهد شد.

یک دیدگاه بنویسید
Don`t copy text!