دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

ن‍وشته های بلاگ

اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت مرزی

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در مرز روان نژندی و روان پریشی قرار دارند و مشخصه آن ها ناپایداری حالت عاطفی خلق، رفتار، روابط ابژه ای و خودانگاره آن هاست یعنی تصوری که از خود دارند. بی ثباتی هیجانی از مشخصه اصلی این بیماران است. شیوع این بیماری در زن ها دوبرابرمردها گزارش شده است. شیوع اختلال افسردگی، اختلالات مربوط به الکل و سوء مصرف مواد در بستگان درجه اول بیمار بیش از جمعیت عمومی می باشد. بدرفتاری والدین و مشکلات رفتاری والدین با هم و ایجاد فضای پرتنش در خانواده این بیماران شایع است. محیط سمی خانواده فاقد آرامش بوده و رفتارهای هیجانی و عدم تنظیم هیجان را در این بیماران تشدید می کند.

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی تقریبا همیشه به نظر می رسد که در بحران به سر می برند. چرخش های سریع خلق و تغییر خل در آن ها شایع است. یک لحظه ممکن اسا نزاع طلب باشند، لحظه بعد افسرده و لحظه ای دیگر شاکی از اینکه هیچ احساسی ندارند. این بیماران ممکن است حملات روان پریشی کوتاه مدت داشته باشند که اصطلاحا حملات میکروسایکوتیک است اما حملات شدید روان پریشی در آن ها دیده نمی شود. بنابراین علائم روان پریشی محدود و گذرا است. رفتار این بیماران غیرقابل پیش بینی است بنابراین هیچ وقت به آن مقدار کارایی و پتانسیلی که در توانشان هست دست نمی یابند. دردناک بودن ذاتی زندگی آن ها در خودزنی های مکررشان مشهود است. این گونه بیماران برای جلب کمک دیگران ابراز خشم می کنند و برای کرخت کردن خود در برابر حالت عاطفی فلج کننده ای که دارند ممکن است خودزنی کنند یا به شیوه دیگری مثل تاتو کردن بدن در وسعت زیاد، به جرح خود بپردازند. این بیماران چون احساس وابستگی و خصونت را همزمان دارند، روابط بین فردیشان آشفته و به هم ریخته است. ممکن است به کسی که احساس نزدیکی با او می کنند وابسته شوند و از طرف دیگر نسبت به دوستان صمیمی خود هم احساس سرخوردگی پیدا کنند و خشم بسیار زیادی ابراز کنند. این بیماران نمی توانند تنهایی را تحمل کنند و اینگونه است که دیوانه وار برای ایجاد رابطه تقلا می کنند حتی اگر این رابطه برای آن ها مطلوب نباشد. آن ها برای رفع تنهایی خود حتی با غریبه ها دوست می شوند یا به بی بندوباری می افتند. آن ها اغلب از احساس مزمن پوچی و بی حوصلگی و فقدان احساس هویتی یکدست (ابهام در هویت) شاکی بوده و وقتی تحت فشار قرار می گیرند از این شکایت می کنند که اکثر اوقات غلی رغم ابراز شدید حالات عاطفی دیگر بسیار افسرده اند. این بیماران با مکانیسم دفاعی فرافکنی، جنبه های غیرقابل تحمل خود را به فردی دیگر نسبت می دهند. اگرچه از نظر هوشی طبیعی هستند ولی کارکرد این بیماران به گونه ای است که روابط بین فردی آن ها مختل می شود چون با نگاه سیاه و سفید (تفکر خاکستری) صفر و یکی که دارند، همه افراد را یا خوب مطلق یا بد مطلق می پندارند. یعنی افراد به نظر آن ها یا حامی هستند و باید به آن ها دل بست یا منفور و آزارگرند و احساس امنیت آن ها را مختل می کنند چون همین که ببینند بیمار به آن ها وابسته شده او را ترک می کنند و از این رو تهدیدی یرایش محسوب می شوند. درنتیجه این دونیم سازی است که بیمار، افراد خوب را آرمانی می بیند و افراد بد را فاقد ارزش تلقی می کند. به همین دلیل است که این بیماران هر زمان از فرد یا گروه متفاوتی حمایت می کنند. همچنین این بیماران نسبت به انتقاد، بسیار حساس و شکننده هستند و احساس طرد شدگی می کنند.

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ویژگی هایی دارند که پیوسته از آن رنج می برند: همه چیز هراسی، اضطراب منتشر، تردید همیشگی در امور و رفتار جنسی آشوبگر. در سابقه آن ها رفتارهای جنسی زودرس و تجربه جنسی در سنین کم وجود دارد. احساس پوچی مفرط و هویت شکل نگرفته که با حمله های کم دوام روان پریشی همراه است باعث انجام رفتارهای تکانشی شده و ممکن است اقدام به خودزنی و خودکشی های فریبکارانه نمایند. این تشخیص عموما قبل از چهل سالگی مطرح می شود چون در این دوره است که بیمار باید برای شغل و ازدواج اقدام کند پس با مشکلاتی مواجه می شود. همچنین میزان بروز حملات افسردگی در این بیماران بسیار زیاد گزارش شده است.

  • فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی چه مشکلاتی را در روابط بین فردی خود تجربه می کند؟

این افراد بیشترین رنج و عذاب را برای طرف مقابل خود ایجاد می کنند و اگر شما به نرم خویی و ملایمت ورزیدن عادت کرده باشید این نوسانات روحی و رفتارها و تصمیم های ناگهانی او باعث سردرگمی شما خواهد شد. از آنجاییکه مشکل اولیه او ترس بیمارگونه از تنهایی و رها شدن است پس در دنیای ذهنی او روزی شما او را ترک خواهید کرد و قابل اعتماد نیستید. در ابتدای آشنایی باور داشته شما همان کسی هستید که همواره به دنبالش بوده است. خیلی زود به شما وابسته می شود و با اصرار از شما می خواهد تمام وقت با او باشید و رابطه فیزیکی بیشتری با یکدیگر برقرار کنید. او یه توجه و مراقبت همیشگی شما محتاج است و همین مساله آرامش شما را برهم می زند. درنهایت طولی نخواهد کشید که از چشم او می افتید و بی ارزش می شوید چون باور دارد کفایت لازم را برای برآورده کردن نیازهای او ندارید. دقیقا در همین مرحله، طوفان رابطه آغاز می شود. وقتی سعی دارید در رابطه خود حد و مرزی تعیین کنید با خشم و عصبانیت او مواجه خواهید شد. او از نظر رفتاری و احساسی کاملا بی فکر و لحظه ای عمل می کند و حتی اقدامات خطرناک نیز امجام می دهد.

  • اگر رابطه با فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی تا این حد ناخوشایند است پس چرا جذب افراد مرزی می شوید؟

شاید بیشترین جذابیت برای افرادی که شیفته شخصیت های مرزی می شوند شور و حرارت بسیار زیادی است که در آغاز رابطه تجربه می کنند. چنین فردی حریم خاصی در روابط خود قائل نیست و هرگز عاقبت اندیشی نمی کند. از نظر رابطه جنسی هیچ حد و مرزی را نمی شناسد و تمایل ریادی به رفتارهای بی پروا و جسور دارد که ممکن است برای شما هیجان انگیز باشد. این حالت مخصوصا برای مردها جذاب و خیره کننده است پس وقتی می بینند کسی با این همه شور و حرارت به آن ها علاقه مند است شیفته او می شوند. از آنجا که در دنیای فکری چنین شخصیت هایی همه چیز مطلقا خوب یا مطلقا بد است یعنی دنیا را سیاه و سفید می بیند و مابینی وجود ندارد هر رابطه عاشقانه جدیدی را فوق العاده و بی نقص می بیند که پاسخی برای کمبودهای زندگی اش است. پس طبیعی است که شما در چنین رابطه ای مست و سرخوش می شوید درحالی که وقتی وارد رابطه می شوید و زمانی سپری می شود و با چالش هایی مواجه می شود به یکباره همه چیز در نظرش تیره و تار شده و دیگر تمایلی به ادامه رابطه با شما را ندارد و شما را مسبب مشکلات می پندارد و با رفتارهای تهاجمی و پر خطر باعث ایجاد تنش در رابطه می شود.

اگر شما در تجربیات خود پی برده اید که اصولا جذب چنین افرادی می شوید از خود بپرسید که در نیازهای درونی تان چه چیزی باعث می شود که مدام در تلاش برای ایجاد رابطه با چنین افراد بی ثبات هیجانی هستید و رابطه با افراد غیرقابل پیش بینی را ترجیح می دهید؟ و اینکه چرا سعی دارید به دنبال هیجان افراطی در رابطه باشید؟ آیا این فضا برای شما آشناست و متوجه درد هیجانی آن نیستید؟ آیا از کودکی با چنین والدینی که متزلل، بی ثبات و پر شور و خروش بوده اند خو گرفته اید؟

شاید تمایل شما برای ایفای نقش ناجی و حمایتگر باعث شده در رابطه بمانید و نقش والد را برعهده بگیرید؟ شاید با پدر و مادری زندگی کرده اید که شرایط روحی بیمارگونه ای داشته اند و شما مجبور بوده اید با آن کنار آمده و کنترلش کنید. در این صورت چنین الگوهای رفتاری برای شما نوعی آرامش و نزدیکی به همراه دارد و نیز تلاش هایی که برای درمان او انجام می دهید نقش ناجی و درمانگر برای شما خواهد داشت. حتی اگر وابستگی عمیقی بین شما شکل گرفته باشد ولی باید بدانید شما در رابطه ای قرار گرفته اید که علی رغم جذابیت هایش کاملا بی ثبات و غیر قابل پیش بینی است.

یک دیدگاه بنویسید
Don`t copy text!