دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

ن‍وشته های بلاگ

اختلال شخصیت وابسته

اختلال شخصیت وابسته

اختلال شخصیت وابسته

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وابسته، نیازهای خود را تحت الشعاع نیازهای دیگران قرار می دهند، مسئولیت های مهم زندگی خود را به گردن دیگران می اندازند، به خود مطمئن نیستند و اگر جز برای مدتی کوتاه تنها بمانند احساس ناراحتی بسیاری می کنند. به این اختلال، عنوان شخصیت وابسته منفعل هم داده اند. این افراد دارای ویژگی هایی چون وابستگی، بدبینی، به خود مطمئن نبودن، انفعال، تلقین پذیری، ترس از امور جنسی و فقدان مداومت و پافشاری در کارها هستند.

این اختلال در زن هابیشتر از مردها شایع است و در فرزندان آخر خانواده بیش از دیگران دیده می شود. افرادی هم که در کودکی بیماری جسمی مزمن داشته اند و بیش از دیگران مورد توجه و حمایت قرار گرفته اند ممکن از بیش از بقیه مستعد این اختلال باشند. این بیماران در مصاحبه، مطیع و فرمانبردار به نظر می رسند و سعی می کنند همکاری خوبی داشته باشند.

مشخصه اصلی این بیماران، رفتاری حاکی از وابستگی و سلطه پذیری به صورت الگویی نافذ و فراگیر است. افراد مبتلا به این اختلال از تصمیم گیری عاجزند مگر آنکه با دیگران به مقدار بسیار زیادی مشورت کرده و کاملا مطمئن شده باشند. آن ها از موقعیت های مسئولیت آور پرهیز می کنند و اگر از آن ها خواسته شود که نقش رهبر را ایفا کنند مضطرب شده و ترجیح می دهند تحت سلطه باشند. پافشاری در انجام تکالیفی که مربوط به خودشان است برایشان دشوار بوده اما اگر قرار باشد آن تکلیف را برای کسی انجام دهند مداومت در آن برایشان کاری ندارد. این افراد دوست ندارند تنها باشند و دلشان می خواهد کسی را پیدا کنند که بتوانند به او وابسته شوند و همین نیاز آن ها به دلبستگی به فرد دیگر است که روابط آن ها را خدشه دار می کند. بدبینی، بی اطمینای به خود، انفعال و ترس از ابراز احساسات جنسی و پرخاشگرانه، مشخصه های رفتاری این افراد است. این افراد ممکن است همسری بدرفتار، بی وفا یا الکلی را مدت ها تحمل کنند صرفا برای اینکه احساس دلیستگی شان به او خدشه دار نشود. جرات مندی از مهارت هایی است که در این افراد دیده نمی شود.

  • فرد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته چه مشکلاتی را در روابط بین فردی خود تجربه می کند؟

شخص وابسته در رابطه خود به شدت احساس ناکامی می کند زیرا به دنبال ارضاء نیازهای عاطفی بی پایانی است که دارد. او آنچنان انتظار توجه، رسیدگی و حمایت افراطی از طرف مقابل خود دارد که برای هر فردی طاقت فرسا خواهد بود. رابطه ای که در ابنذا جذاب و دلچسب به نظر می رسید در نهایت هر دو را با سرگشتگی و ناخرسندی همراه می کند. چرا که با گذشت زمان این احساس را به طرف مقابل می دهد که که مجیور است خواسته ها و نیازهای او را برطرف کند و دیگر وقت و فضایی برای خود ندارد. درنتیجه یافتن زمان هایی برای خلوت کردن با خود و یا لذت بردن از آزادی و استقلال کمترین اهمیت را خواهد داشت. بنابراین شما به عنوان شریک عاطفی یا همسر، هرچه بیشتر تلاش کنید تا به استقلال و آزادی برسید احساس ناامنی و بی پناهی او بیشتر خواهد شد. همسر وابسته شما قدرت عاطفی لازم را ندارد تا فضای کافی به شما بدهد و اجازه نمی دهد شما حد و مرز جدی و قاطع بوجود آورید زیرامهارت های لازم و شناختی از ارزش های خود ندارد تا بتواند شریکی مستقل و واقعی باشد. بنابراین این رابطه از نظر عاطفی هیچ تعادلی نخواهد داشت. شما باید نقش پدری یا مادری ایفا کنید تا از تو حمایت کنید و خواهید دید که روز به روز بر شدت مهرطلبی اش افزوده خواهد شد. هرچقدر وابسته تر و محتاج تر شود به همان میزان حرمت نفس و خودکفایی اش بیشتر آسیب خواهد دید. درنتیجه هر دو احساس نارضایتی و رنجیدگی خاطر پیدا می کنند و ماندن در چنین رابطه ای که طرف مقابل شما شخصیت وابسته و مهرطلب دارد به معنای تحمل وابستگی های بی پایان اوست.

  • اگر رابطه با فرد وابسته تا این حد ناخوشایند است پس چرا جذب شخصیت وابسته می شوید؟

در اغلب موارد آنچه شما را به سمت این شخص کشانده زیبایی ظاهری او یا شیوه آرام و ملایمت رفتاری او و میل به نزدیکی و صمیمیت هرچه بیشتر باشما جذاب بوده است.

اگر شما در تجربیات خود پی برده اید که اصولا جذب چنین افرادی می شوید از خود بپرسید که در نیازهای درونی تان چه چیزی باعث می شود که مدام در تلاش برای حمایت کسی باشید که هیچ هویت و ارزشی برای خود قائل نیست و قادر نیست به تنهایی حتی تصمیم بگیرد؟ و اینکه چرا سعی دارید نقش والد را در رابطه ایفا کنید؟ آیا این فضا برای شما آشناست و متوجه درد هیجانی آن نیستید؟ آیا از کودکی نقش حمایتگر را برای اطرافیان خود داشته اید و دنیا را چنین می بینید؟

بدون شک مهمترین عاملی که سبب می شود مرتبا درگیر رابطه عاشقانه با اشخاص وابسته شوید میل به حمایت و رسیدگی دیگران است. این تمایل به مراقبت از دیگران باعث توجه به رفتارهای محتاج گونه شخص وابسته می گردد بطوری که خود را موظف می دانید که با شیفتگی و برخوردی انگیزه بخش به کسی که برای رسیدن به امنیت، آرامش و دلگرمی به شما متکی است واکنش نشان دهید. شاید در خانواده ای بزرگ شده اید که از همان مراحل اولیه زندگی یاد گرفته اید از پدر، مادر، خواهر و برادرهای کوچکتر خود مراقبت کنید و همین مراقبت کردن است که حال خوبی را در شما بوجود می آورد و احساس مفید بودن می کنید.

از طرفی دیگر، بعضی از افراد، رفتار مطیع و محتاج گونه شخصیت های وابسته را تحریک کننده و از نظر عاطفی هیجان انگیز می دانند. اگر مرد هستیدد شاید مادر شما و اگر زن هستید پدر شما این خصوصیت را داشته و همواره شیفته فردی می شوید که خالی از حرمت نفس است بنابراین تلاش برای آرامش بخشیدن و نقش ناجی را ایفا کردن برای شما امری بدیهی و آشنا است.

گاهی هم افرادی که به شدت نیاز به نوازش و تایید شدن دارند شخصیت وابسته را انتخاب می کنند چرا که از اینکه تمام انرژی و محبت خود را صرف کسی کند که به تازگی به او وابسته شده خوشحال و راضی است. ممکن است متوجه شوید که تمایل به روابطی را که قدرت در دستان شماست چرا که شخصیت وابسته بدون وجود معشوق خود، حرمت نفس و هویت کافی ندارد و همین مساله باعث می شود تا او بدون درنظر گرفتن نیازهای خود، خواسته های شما را برآورده سازد. بنابراین آنچه ابتدا جذاب و لذتبخش به نظر می رسید حالا به فضایی بسته و خسته کننده تبدیل شده است.

در عده ای ازافراد هم به نظر می رسد ترس از ضربه زدن و جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و عذاب وجدان باعث می شود که نتوانند جراتمندان رفتار کنند و با هراس و ناامیدی اوضاع ناخوشایند چنین رابطه ای را تحمل کنند.

یک دیدگاه بنویسید
Don`t copy text!