دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

دکتر مینا پورفرخ

متخصص روان شناسی

دکتری روان شناسی

دکتری روان شناسی عمومی

روان شناس و مشاور

روان درمانگر

نوشته های بلاگ

طرز فکر

بهمن ۲۱, ۱۳۹۸ طرحواره
طرز فکر

باور و نگرش افراد موفق در مسیر زندگی رو به رشد چگونه است؟

در دنیای پرشتاب و مدرن امروز برای گام برداشتن در مسیر رشد و حرکت از نقطه الف اکنون به سوی نقطه ب مطلوب، قطعا با چالش هایی مواجه خواهیم بود. چیزی که می تواند پیش بینی کننده موفقیت فرد یا شکست او باشد نوع نگرشی است که نسبت به اتفاقات طی مسیر دارد. اینکه ممکن است از پا بیفتد یا با انرژی بیشتر از قبل در مسیر رشد گام بردارد بستگی به طرز فکر فرد نسبت به موضوع دارد و نه چالش. بنابراین برای درک بیشتر این فرآیند به بررسی انواع نگرش و طرز فکر افراد می پردازیم:

آیا طرز فکر افراد موفق و شکست خورده با هم متفاوت است؟

تغییر باورها و نگرش، اثرات عمیقی بر رفتار خواهد گذاشت. همه افراد، لحظاتی را در زندگی تجربه کرده اند که شکست خورده و ناکام بوده اند اما واکنش همه آن ها نسبت به ناکامی مثل هم نبوده است. به نظر می رسد شکست به تنهایی عامل ناکامی نیست بلکه نوع نگاه و نگرش افراد است که می توانند آن ها را به نابودی کشانده و به زمین بزند یا شکست را به موهبتی تبدیل نماید. از این رو لازم است به دو طرز فکر اشاره شود. طرز فکر ثابت و طرز فکر رشد.

باور داشتن به ویژگی های تغییرناپذیر، فوریتی ایجاد می کند که خودتان را بارها و بارها اثبات کنید و این همان طرز فکر ثابت است. افراد با طرز فکر ثابت نسب به اشتاباهاتشان بیش از حد حساسیت نشان می دهند و نسبت به تغییر مقاوم هستند. درحالی که طرز فکر رشد بر اساس این باور است که می توانید ویژگی های اولیه خود را از طریق تلاش پرورش دهید. اگرچه افراد ممکن است در موارد زیادی مثل استعداد و مهارت های اولیه، علائق یا خلق و خو و سرشت با یکدیگر تفاوت داشته باشند اما همه افراد می توانند از طریق ممارست و تجربه تغییر کرده و رشد کنند. از آنجاییکه توانمندی افراد نامشخص است، پیش بینی آنچه که می توان با سال ها عشق ،رنج و آموزش به دست آورد غیر ممکن است. داشتن شور و شوق برای رشد و پایبند ماندن به آن حتی زمانی که اوضاع خوب پیش نمی رود مشخصه طرز فکر رشد است. آیا بهتر نیست وقتی می توانید بهتر شوید زمانتان را برای اثبات عالی بودن خود اتلاف نکنید؟ به جای غلبه بر نقاط ضعف خود آن را پنهان نکنید یا وقتی در جستجوی دوست یا همسر هستید از نقطه امن خود فرا تر روید و به دنبال فردی باشید که شما را در جهت رشد به چالش کشاند؟ کسی که خطر نمی کند هیچ چیز به دست نمی آورد. در واقع مشاهده اینکه تا چه حد افراد دارای طرز فکر ثابت به تلاش اعتقادی ندارند تکان دهنده و تاسف بار است. در طرز فکر رشد همه چیز به خود فرد بستگی دارد و می تواند تجربه بینش ناگهانی را به همراه داشته باشد و فرد موفق کسی است که دارای استعداد خاصی برای شناسایی نقاط قوت و ضعف خود می باشد. بنابراین چنین فردی قادر است شکست های زندگی را به موفقیت تبدیل نماید چون به جای قضاوت کردن خود و اهمیت به قضاوت دیگران، درس هایش را گرفته و پلی برای موفقیت می سازد. باور به طرز فکر رشد است که می تواند عشق به چالش، اعتقاد به تلاش، مقاومت در برابر موانع و موفقیت بیشتر و خلاق تر را بوجود آورد.

چرا برخی از افراد به دنبال اثبات توانایی های خود هستند؟

آیا تا به حال فکر کرده اید چرا برخی از دانش آموزان به دنبال اثبات توانایی های خود هستند در حالی که دیگزان با آرامش و لذت به دنبال یادگیری هستند؟ درحقیقت دو معنی برای توانایی وجود دارد. توانایی ثابت که باید اثبات شود بنابراین موفقیت به معنی اثبات هوش یا استعداد و به اثبات رساندن خود تلقی می شود و توانایی قابل تغییر که باید از طریق یادگیری پرورش یابد و به معنی ارتقاء خود برای یادگیری چیزهای جدید و توسعه دادن خود می باشد. طرز فکرها تنها باورهای ما هستند. آن ها اعتقادات قدرتمندی هستند و فقط چیزی درون ذهن می باشند که قابلیت تغییر دارند. بنجامین باربر اعتقاد دارد که نباید جهان را به ضعیف و قوی یا موفقیت و شکست تقسیم نمود در واقع می بایست جهان را به یادگیرندگان و غیر یادگیرندگان تقسیم کرد.

بچه ها از همان روزهای آغازین کودکی با شور و هیجان به سوی پیشرفت تقلا می کنند و طرز فکر رشد دارند و چون عاشق یادگیری هستند پس از هر پازل، پازل سخت تری را انتخاب می کنند چون اعتقاد دارند همیشه می توان میزان هوش خود را به طور قابل ملاحظه ای افزایش داد ولی محض اینکه بتوانند خود را ارزیابی کنند از چالش ها می هراسند و طرز فکر ثابت پیدا می کنند؛ موارد امن و مطمئن را انتخاب می کنند و به این باور می رسند که اگر باهوش هستند پس هرگز نباید اشتباه کنند چون نمی خواهند کمبودهایشان افشا شود. اینگونه است که طرز فکر ثابت مردم را به غیر یادگیرندگان تبدیل می کند.

ما فقط در کارهای فکری مجبور به انتخاب نیستیم بلکه باید تصمیم بگیریم که چه نوع روابطی می خواهیم؟ روابطی که ما را برای رشد کردن به چالش می کشند؟ یا همسر ایده آلی که بی عیب و نقص باشد و احساس عالی بودن بدهد. افراد دارای طرز فکر رشد به دنبال همسرانی بودند که اشتباهات و ضعف هایشان را ببیند و برای برطرف کردن آن کمکشان کند بدون اینکه عزت نفس آن ها دستخوش تغییر شود.

افراد با طرز فکر رشد  تنها به دنبال چالش نیستند بلکه از آن لذت می برند و خود را تا آنجایی توسعه می دهند که کارهای غیر ممکن را با علاقه انجام دهند. این افراد با توسعه مهارت های خود مسرور می شوند و باور دارند که یادگیری در طول زمان مهم است. درحالی که افراد با طرز فکر ثابت تنها زمانی علاقه مند می مانند که در دفعه اول به خوبی عمل می کنند. افرادی که تکالیف را دشوار می بینند مقدار زیادی از علاقه خود را از دست می دهند. این افراد صبور نیستند و فرصت رشد را از خود دریغ می نمایند. درحقیقت طرز فکر ثابت به افراد اجازه نعمت “شدن” را نمی دهد. آن ها باید از قبل این گونه باشند. کامل و عالی بودن در لحظه حاضر مهم و حیاتی است و اعتقاد دارند که یک آزمون یا یک ارزیابی شما را برای همیشه می سنجد.  آن ها اعتقاد دارند که خاص بودن به معنای بهتر بودن از دیگران است  چرا که بر این باورند که استعداد همه چیز است. این افراد برای موفقیت، احساس فوریت می کنند و هنگامی که موفق می شوند ممکن است بیش از حد مغرور شوند. از سوی دیگر در این افراد، شکست، از عمل شکست خوردن به هویت شکست خورده تبدیل می شود که مخرب عزت نفس بوده و آسیب روانی تلقی می شود. اگرچه شکست برای افراد با طرز رشد نیز تجربه دردناکی است ولی می دانند که باید با آن رو به رو شده و درس هایی را بیاموزند. به جای اینکه اجازه دهند آن تجربه هویتشان را تعریف کند، کنترل آن را در دست گرفته و برای رسیدن به موقعیت بهتر، از تجاربشان استفاده می کنند.

افراد دارای طرز فکر ثابت این قابلیت را دارند که پس از شکست، دیگران را مقصر بدانند و مسئولیت ضعف های خود را نپذیرند چون هرگز به شکست به عنوان تجربه نگاه نمی کنند و وابسته به عوامل بیرونی هستند. از آنجاییکه تایید و قضاوت دیگران برایشان مهم است خود رابازنده می پندارند و مستعد اختلالات افسردگی شده و رنج می برند. درحالیکه افراد با طرز فکر رشد هرچه بیشتر احساس افسردگی می کنند میزان اقدام و تلاششان برای مواجهه با مشکل بیشتر می شود، برای ادامه دادن به تکالیفشان مطمئن تر می شوند، زندگی خود را هماهنگ تر می کنند و مصمم تر هستند. در واقع از نحوه عمل آن ها به سختی می شود به میزان درماندگی و محزون بودن آن ها پی برد. این افراد هرچقدر احساس بدتری داشته باشند با انگیزه تر می شوند و با مشکلات مقابله می کنند.

طرز فکر می تواند معنای تلاش را تغییر دهد. وقتی مردم باور کنند که ویژگی های اولیه آن ها قابل تغییر و توسعه است گرچه درد شکست وجود دارد با پذیرش درد، رنج کمتری را تجربه کرده و با درس هایی که از شکست کسب نموده اند و با تبدیل توانایی های بالقوه خود به دستاورد، به سوی موفقیت گام برمی دارند چرا که اعتقاد دارند شکست یک فرصت است نه یک محکومیت. این افراد موفقیت را بهترین نسخه خود شدن می دانند نه بهتر از دیگران شدن.  اما از دیدگاه افراد با طرز فکر ثابت، تلاش تنها برای افرادی است که کاستی دارند. در طرز فکر ثابت همه چیز به نتیجه گرفتن خلاصه می شود و لذتی از فرآیند مسیر نمی برند و وقتی با موانع و شکست مواجه می شوند اعتماد به نفسشان کاهش می یابد. بنابرین برای حفظ اعتماد به نفس خود در موقعیت های چالش برانگیز حاضر نمی شوند.

افراد مسئولیت پذیر چه نوع طرز فکری دارند؟

باور داشتن به ویژگی های تغییرناپذیر، فوریتی ایجاد می کند که خودتان را بارها و بارها اثبات کنید و این همان طرز فکر ثابت است. افراد با طرز فکر ثابت نسب به اشتاباهاتشان بیش از حد حساسیت نشان می دهند و نسبت به تغییر مقاوم هستند. درحالی که طرز فکر رشد بر اساس این باور است که می توانید ویژگی های اولیه خود را از طریق تلاش پرورش دهید. اگرچه افراد ممکن است در موارد زیادی مثل استعداد و مهارت های اولیه، علائق یا خلق و خو و سرشت با یکدیگر تفاوت داشته باشند اما همه افراد می توانند از طریق ممارست و تجربه تغییر کرده و رشد کنند.

طرز فکر ثابت موفقیت را محدود می کند. نتایج پژوهشی نشان داد زمانی که افراد با طرز فکر رشد تکالیف سخت را پاسخ می گویند و به خاطر تلاش تشویق می شوند انگیزه بیشتری برای حل مسائل سخت تر دارند ولی افراد با طرز فکر ثابت که انتظار تشویق بخاطر هوش بالا دارند از تلاش دست برداشته و بی انگیزه می شوند. بنابراین باهوش خطاب کردن کودکان، پس از مواجه شدن با مانع احساس کند ذهنی به آن ها داده و انگیزه تلاش را در آن ها از بین می برد. القاب و کلیشه ها هم می تواند در افراد مخلف بازتاب متفاوتی داشته باشد. در طرز فکر ثابت، القاب مثبت و منفی می تواند ذهن شما را آزار دهد. هنگامی که به شما لقب مثبتی داده شود می ترسید که از دستش بدهید و هنگامی که لقب منفی می گیرید از اینکه سزاوار آن باشید هراس دارید. وقتی افراد در طرز فکر رشد باشند کلیشه عملکرد آن ها را مختل نمی کند. بهتر می توانند در برابر آن ها مقاومت کنند زیرا به حقارت دائمی اعتقادی ندارند و اگر عقب هستند با تلاش بیشتر جبران خواهند نمود. ویژگی بارز دانش آموزان با طرز فکر رشد این است که مسئولیت یادگیری و ایجاد انگیزه برای خودشان را به عهده گرفته اند.

یک دیدگاه بنویسید